مرتضى مطهرى
107
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
دادند تا بالاخره استقلال عراق را به دست آوردند . آن نهضت هم يك مبارزهء ضد استعمارى بود ولى ضد استعمار سياسى . و ديگر مبارزه و جنبش مشروطيت كه در آن ، روحانيت يكى از دو شريك بزرگ بود ، يعنى روحانى و غير روحانى هر دو در آن شركت داشتند . جنبشى بود كه ماهيت سياسى داشت و ضد استبدادى بود . و ديگر جنبش ملى شدن صنعت نفت در بين سالهاى 29 تا 32 كه آن هم جنبش بزرگى در كشور ما بود ؛ يك جنبش ضد استعمار اقتصادى كه باز در اين نهضت روحانيت شريك و مؤيّد بود ولى منحصر به روحانيت نبود . اين نهضت هم ماهيت ضد استعمارى داشت . بنابراين جنبش تنباكو ماهيت ضد استعمار اقتصادى ، جنبش عراق ماهيت ضد استعمار سياسى ، جنبش مشروطيت ماهيت ضد استبداد و جنبش ملى شدن صنعت نفت ماهيت ضد استعمار اقتصادى داشته است . ما مىتوانيم نهضت امروز را با هر يك از اين نهضتها مقايسه كنيم ، ببينيم آيا شبيه يكى از اينها هست و شبيه كدام يك از اينهاست و يا شبيه هيچ كدام نيست ؟ يك سلسله حركتها و نهضتهاى كوچك و بزرگ ديگر هم در كشور ما وجود داشته و دارد : نهضتهايى براى آزادى ، نهضتهايى براى دموكراسى ، نهضتهايى به نام حقوق بشر ، نهضتهايى بر ضد استثمار . اين نهضت را با هر يك از اينها هم مىتوان مقايسه كرد كه آيا شبيه يكى از اينهاست ( و اگر هست شبيه كدام يك است ) و يا شبيه هيچ كدام نيست ؟ تشريح هدفهاى يك نهضت از ماهيت آن نهضت جدا نيست ، همچنان كه از رهبرى آن نهضت جدا نيست . ما نمىتوانيم رهبرى يك نهضت را تشريح كنيم بدون آن كه ماهيت يا هدفهاى آن نهضت را بشناسيم ، يا هدفهايش را تشريح كنيم بدون آن كه توجه به ماهيتش داشته باشيم ، و يا ماهيتش را تعريف كنيم بدون آن كه توجه به هدفها و رهبريهايش داشته باشيم . آيا نهضتها تك ماهيتى هستند يا چند ماهيتى ؟ نهضتها و جنبشها اولا خود يك واقعيتى دارند ؛ يعنى هر جنبشى خودش يك پديدهء عينى اجتماعى است نه مجموع يك سلسله كارهاى پراكنده ، يك واحد واقعيتدار اجتماعى است . ثانيا بعضى چنين خيال مىكنند كه نهضتهاى اجتماعى دنيا شكلهايشان فرق مىكند اما ماهيت و هدفهاى آنها هميشه يك چيز بيشتر نيست .